نگهداري تازي و باز مراقبت زيادي لازم داشت. بازها، بهويژه در دورهٴ پر ريختن بسيار حساس بودند و در معرض بيماريهاي مختلف قرار ميگرفتند. پيدا كردن جانشين برايشان مشكل بود (بازها در اسارت زاد و ولد نميكنند) و خيلي بيش از انسانهاي بينوا مورد مراقبت قرار ميگرفتند. نگهداري اصطبلها، سگداني و قوشخانهها در مقياسي شاهانه بسيار پرخرج بود. براي خدمات يك چنين تأسيساتي و در عين حال براي مراسم شكار، اقسام خدمه و مأموران موردنياز بود. از گزارشهاي درباري، يا از اسناد اميراني همچون لويي دواورلئان،1، كه فعاليتهاي سازمانيافتهاش عظمت فوقالعادهاي را نشان ميداد، تصوري درمورد اين مخارج بهدست ميآيد. ولي همهٴ اينها بيشتر موردعلاقهٴ مورخ جامعهشناسي است تا طبيعيدان.
اطلاعات درمورد شكار از نوع معموليتر را ميتوان در نمايشگاه حيوانات عجيب در پاريس (از حدود 1393) بهدست آورد.
شيوههاي فرانسوي توسط اعيان انگليسي تقليد ميشد. آنان با آداب فرانسوي آشنايي كافي داشتند. گاس دولابيني تأليف
شكارنامه را در انگلستان آغاز كرد و بايد تصور كرد نجيبزادگان انگليسي كه در خدمت شاه زنداني بودند، با آن منظومه آشنايي يافتند. نخستين رسالهٴ انگليسي در باب شكار، يك رسالهٴ آنگلونورمان تأليف ويليام تويسي و جان گيفُرد از ربع اول قرن است.
اين رساله احتمالاً در نيمهٴ دوم قرن ترجمه شد، اندكي بعد (در حدود 1410) ادوارد پلانتاجنت، دوك يورك،
شكارنامهٴ گاستون فبوس را با عنوان استاد شكار به انگليسي ترجمه كرد. رسالههايي درباب شكار و بازداري در كتاب سنتآلبانز منسوب به بانو جوليانا ديده ميشود كه گمان ميرود در نيمهٴ اول سدهٴ پانزدهم، نوشته شده است.
يك رسالهٴ اسپانيايي درباب بازداري توسط لوپزدو آيالا در سال 1386 نوشته شد، در دوراني كه وي در پرتغال زنداني بود. بايد خاطرنشان كرد كه لوپز كتاب شاه مودوس را بهعنوان يكي از مراجع ذكر كرده است. از اينرو، در اسپانيا هم مانند انگلستان تأثير فرانسه مشهود است.
احتمال دارد رسالههاي شكار و بازداري به ساير زبانهاي اروپايي هم نوشته شده باشد، ولي نمونههايي كه از سه زبان مهم، جز ايتاليايي، داده شد براي نشان دادن گرايشها در ايتالياي كاتوليك كافي است.
قديميترين متن آلماني در بازداري را ابرهارد هيكفِلت اندكي پس از آن، در حوالي سالهاي1430ـ 1450 نوشت. اين رساله كه بيشتر از نوشتههاي لاتيني اقتباس شده تا فرانسوي، بسيار